حكيم ابوالقاسم فردوسى

384

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

زيرا كه همهء تاج شاهان به آسانى در مشت او آيد . اكنون تو كه اين همه بر اين نامه بشتافتى ، هر آنچه مىجستى ، بيافتى . من پيش از اين در اين باره سخن گفته‌ام . پس اگر آنها را بازيافتى ، ديگر زفتى « 1 » مكن . بدان كه من هزار بيت از گشتاسپ و ارجاسپ بگفتم ليك روزگارم بسر آمد . اكنون اگر آن مايه به نزد شاهنشاه برسد ، روان من از خاك به ماه رسد . اينك من آن سخنهايى را كه او بگفت ، بگويم . من زنده‌ام و او جفت خاك گشت . به بلخ رفتن لهراسپ و بر تخت نشستن گشتاسپ چون لهراسپ تخت شاهى را به گشتاسپ داد ، از تخت فرود آمد و رخت خود بربست ، پس به [ آتشكدهء ] نوبهار « 2 » در شهر بلخ رفت كه در آن روزگار آتش پرستان ، آن خانه را چنان نگاه مىداشتند كه در اين زمان تازيان ، مكّه « 3 » را نگاه مىدارند . پس لهراسپ يزدان پرست به آن خانه رفت و در آنجا فرود آمد و هيكل ببست « 4 » . آنگاه در آن خانهء باآفرين را ببست و هيچ بيگانه‌اى را در آنجا نگذاشت . سپس از براى پرستش ،

--> ( 1 ) زفتى به پارسى به معناى بخيلى است . ( 2 ) - مكانى كه امروزه به نام آتشكدهء نوبهار بلخ شناخته مىشود ، پيش از پيدايى كيش زرتشت ، معبد بودايى بوده است و پس از آن هم حتى تا قرنها پس از اسلام ، اين مكان به طور مشترك ، هم جهت عبادت پيروان دين بودا بوده و هم براى زرتشتيان . ( 3 ) - در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 66 بجاى « مكّه » ، « كعبه » آمده است . ( 4 ) - گفته مىشود كه واژه هيكل ، ريشه در پهلوى دارد و به معناى بتخانه ، معبد و پرستشگاه بوده است . مولانا جلال دوانى گويد : هيكل به معنى صورت و پيكر مىباشد . حكماى قديم ، خانه‌هايى چند در طالعهايى خاص مىساختند و در آن خانه‌ها طلسماتى به نام كواكب سبعه نقش مىكردند و آنها را تعظيم و عبادت مىكردند . واژهء هيكل بستن را به معناى به كمر بستن بندى آورده‌اند كه در نزد زرتشتيان ، كشتى يا كستى نام دارد . لغت‌نامه دهخدا ، ماده هيكل .